کسی منو میبینه؟
بابا این وبلاگ وجود خارجی داره؟
کسی منو میبینه؟
صدامو میشنوید؟
یکی یه چیزی بگه!
باورم نمیشه....
این وبلاگ هنوز وجود داره...
باورم نمیشه .٧ ساله پیش این وبلاگ درپیتو ساختم و۵ ساله که سراغش نیومدم .یعنی کلا یادم رفته بود که وبلاگ دارم.
حالا چی کارش کنم؟
به نام دل به نام شاهد ومی به نام تاروتنبورو دف ونی
به نام عاشقان لا ابا لی به نام همنشینان خیا لی
به نام دست های جام بردار به نام عاشقان رفته بر دار
به نام مجلس بزم شبانه به نام سرور این آ شیانه
خوشا جامی که مولا در کفم داد به دستی می به دیگر او دفم داد
خوشا رقصان درآیم من به کویش ببوسم دست و رخسار نکویش
خوشا آن دم که از او می نویسم ز رقص و ز هیا هو می نویسم
صدا یم داد تا از او بخوانم
که من هم درد غربت را بدانم
خوشا با نام مولا باده خوردن
چو درویشان عاشق جان سپردن
خوشا رقصان درآیم من به کویش ببوسم دست و رخسار نکویش
به حق باده نوشان می حلال است به مستی افتخاری بی زوال است
به دوراولم ساقی ولی بود ولی دیدم که ذکرش یاعلی بود
من ازهزارسال خستگی ازکنج زندون اومدم دلم کویر غربته به عشق بارون اومدم
غرور تیکه تیکمو می خوام که مرحم بذارم غصه ها ی یه عمرورودوش عالم بذارم
من پی دست پاکیم غبار قلب پیرمو پاک کنه ورها کنه
رویاهای اسیرمو
میخوام که از یاد ببرم هر چی ازم گرفته شد
میخوام فراموش بکنم
هر چی رشتم پنبه شد...
خنده ی تلخ آدما همیشه از دلخوشی نیست
گاهی شکستن دلی کمتر از آدم کشی نیست
گاهی دل اونقدر تنگ میشه که گریه هم کم میاره
یه حرف خیلی ساده هم گاهی چقدر غم میاره
بالا رفتیم ماست بود اون پایینا دوغ بود
قصه ی عشق ساده انگارهمش دروغ بود دروغ بود...
نگاه خسته به درهای بسته کشتی دل ها به گل نشسته
هوا چه دل گیر دلا گرفته دلنگرونی هفت روز هفته
دفتر بی دل صدای خستم دیگه پوسیده تو شب اسیره
طفلی یه عمری پرازصفا بود بس شده زخمی داره میمیره
نفس نمونده وا سه ادامه تنها رفیقم این سایه هامه
دیگه بریدم خسته و پیرم گواه حرفام این خنده هامه
خنده های زورکی
اشکای یواشکی
شب و روزی بی هدف
لحظه های الکی
ساعتای پر سوال
دل خوشی ها تو خیال
حسرت پرنده ی دل که نداره پروبال
این دو روزه زندگی طی شده تو کهنگی می دونم دیگه بریدی تو هوای خستگی
می دونم خسته شدی مرغ پر بسته شدی می دونم طاقت نداری واسه سوز تشنگی
دل خوشیا یه لحظه به خندش نمی ارزه از همه کس طلب کار به دنیا زیر قرضه
نه خط خطی نه ساده مسافر دوبدیچ یه جاده سختو دشوار به مقصد پر ازهیچ
هوا ی تازه می خوای نگاه بی بهونه خود خود صدا قت جواب عا شقو نه
یه حرف راستی راستی از ته دل می خواستی
اون که بسازه از نو تورو باهمه کاستی
یک شب بارونی بسه برای از نو تر شدن
یک گل شمعدونی بسه برای عاشق تر شدن
دلم برات تنگ شده جونم میخوام ببینمت نمیتونم
بین ما دیوارای سنگی فاصله یک عمر میدونم
بغض ترانمو شکستم میخوام بگم عاشقت هستم
تو عین ناباوری جمع خالی گذاشتی هر دو دستم
تو بو دی تمام هستی و مستی و راستی و تمام قصه ی من
تو بو دی سنگ صبورم و نگاه دورمو لبهای بسته ی من
تو بو دی تمام هستی و مستی و راستی و تمام قصه ی من
تو بو دی سنگ صبورم و نگاه دورمو لبهای بسته ی من
نیمه شب نیمه شب از خوابم پا میشم نیستی پیشم نیستی پیشم باز دیوونه میشم
دوریه تو دوریه تو تیشه زد به ریشم
نیستی پیشم نیستی پیشم
بی صدا بی صدا از من خالی میشم هم صدا هم صدا با بی بالی میشم
گونه هام گونه هام خیس از شبنم غم
نیستی پیشم نیستی پیشم
تو بو دی تمام هستی و مستی و راستی و تمام قصه ی من
تو بو دی سنگ صبورم و نگاه دورمو لبهای بسته ی من
تو بو دی تمام هستی و مستی و راستی و تمام قصه ی من
تو بو دی سنگ صبورم و نگاه دورمو لبهای بسته ی من.....
هنوزم در پی اونم که می شه عاشقش باشم مثه دریای من باشه منم چون قایقش باشم
هنوزم در پی اونم که عمری مرحمم باشه شریک خنده و شادی رفیق ما تمم باشه
خدایا عشق من پاک اگر چه عشقی ازخاکه منم اون عاشق خاکی که ازعشق تو دل چاکه
میگن جونده یابندست ولی پاهای من خستست من حتی با همین پاهامیرم تا حدی که جاهست
هنوزم در پی اونم که اشکا مو روی گونم با اون دستا ی پر مهرش کنه پاکو بگه جونم
بگه جونم نکن گریه منم اینجام بذاردستا تو تودستام
تو احساس منو میخوای منم ای گل تو رو می خوام
هنوزم در پی اونم که می شه عاشقش باشم مثه دریای من باشه منم چون قایقش باشم
هنوزم در پی اونم که عمری مرحمم باشه شریک خنده و شادی رفیق ما تمم باشه
خدایا عشق من پاک اگر چه عشقی ازخاکه منم اون عاشق خاکی که ازعشق تو دل چاکه
میگن جونده یابندست ولی پاهای من خستست من حتی با همین پاهامیرم تا حدی که جاهست
هنوزم در پی اونم که اشکا مو روی گونم با اون دستا ی پر مهرش کنه پاکو بگه جونم
بگه جونم نکن گریه منم اینجام بذاردستا تو تودستام
تو احساس منو میخوای منم ای گل تو رو می خوام
